تعداد اين فيلسوفان يهودي چندان زياد است كه آنان را چهار گروه كرده‌ام‌. به‌ترتيب گروهي از تلموديان و قَبّاليان قديم‌؛ فيلسوفان ارسطويي‌؛ نويسندگان آثار اخلاقي‌؛ و گروه بزرگي از مترجمان‌، حقوقدانان و نحويان مورد بحث قرار مي‌گيرند.
مهم‌ترين تلمودي يك ايتاليايي بود به نام اسحاق بن ملكيصدق‌، كه در سالرنو برآمد. اين‌ تصور ما را در اين مورد كه سالرنو يك مركز يهودي بود تأييد مي‌كند، و اين كه علايق فكري آن‌ منحصر به موضوع‌هاي طبي نبود. شرح‌هاي اسحاق هرگز اعتبار شرح‌هاي رشي را به‌دست‌ نياورد، با اين همه نفوذ او به ايتاليا محدود نشد، بلكه بدان سوي آلپ هم فرا رفت‌.
دو تلمودي ديگر، يعني ابراهيم بن داود پوسكوري و پسرش اسحاق (معروف به اسحاق‌ نابينا) هر دو اهل جنوب فرانسه بودند؛ در آن‌جا زاده شدند، و همه‌ٴ عمر خود را در آن‌جا به‌سر بردند. ابراهيم از حمله به كتاب يَد هَه‌ـ حَزاقه (ياد) تأليف ابن‌ميمون فروگزار نكرد، و اين جاي‌ شگفتي نيست‌، چون وي تمايلات صوفيانه داشت‌؛ يعني بالطبع ضد ابن‌ميمون بود. گاه او را بنيانگذار قَبّاله (قبّالاه‌)1 خوانده‌اند؛ همان عنوان را به پسرش اسحاق هم داده‌اند، و هم‌چنين به‌ شاگرد معروف اسحاق‌، يعني ازريل بن مناهم (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌). كدام يك بيشتر درخور آن است‌؟ بررسي چنين مسئله‌اي‌، كه چندان ربطي به موضوع بحث ماندارد، بي‌فايده است‌. كوشش براي تعيين پيدايش يك آيين رازورزي‌ِ التقاطي همچون قَبّالاه‌، كه ريشه‌هاي آن را مي‌توان در اعصار بابلي و هلنيستي و حتي قديمي‌ترين اعصار قوم يهود يافت‌، مخصوصاً از اين‌ نظر بي‌فايده است‌. مثل اين است كه شخصي بخواهد آغاز رنگين كمان را بيابد. به هر صورت‌، يكي از قديمي‌ترين كتاب‌هاي قَبّالي‌2 باهير است‌، كه عموماً آن را به اسحاق نابينا، يا مكتب او نسبت مي‌دهند؛ و باهير حاوي عقايدي است كه مسلماً قَبّالي است‌، به‌ويژه آموزه‌ٴ فيضان‌.3 ولي‌ اولاً به‌خاطر داشته باشيم كه موٴلف‌بودن اسحاق و زمان تأليف باهير مسلم نيست‌؛ ثانياً باهير قديمي‌ترين كتاب قَبّالي نيست‌. بخشي از آن از سِفِر يِظيره اقتباس شده است‌، كه دست كم به‌ عصر جايوني مربوط مي‌شود، چون سعدياي جايون (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دهم‌) شرحي بر آن نوشته‌ است‌. يك مطلب روشن است كه آيين قَبّالي در اواخر سده‌ٴ دوازدهم‌، احتمالاً در جنوب فرانسه‌ پديدار (يا باز پديدار) شده‌؛ توجه به هم‌زمان‌بودن آن با رستاخيز تعقلي ناشي از ابن‌ميمون بسيار جالب است‌. ولي ما شرح مفصل‌تري راجع به آيين قَبّالي را به‌بعد موكول مي‌كنيم‌، دست‌كم به‌ سده‌ٴ بعدي‌، چون پيش از آن‌كه وسيله‌ٴ نيرومندي براي توسل مردم گردد نيازمند رشدي پنهاني‌ بود.
اكنون‌، به گروه اصلي فيلسوفان بپردازيم‌، به كساني كه از لحاظ اين بررسي بسيار مهم‌ترند،


Qabbalah .1
Qabbalistic books .2
doctrine of emanation .3